الشيخ محمد علي الگرامي القمي (مترجم: بصيرى)

62

منطق مقارن (فارسى)

يكسان خواهد بود . اين قسم از كليات را " نوع " نامند . بنابراين ، نوع عبارت است از آن كلى كه تمام ماهيت افراد خود باشد مانند انسان ، و اما اين قسم از كليات را بدان سبب نوع خوانده‌اند كه تنويع نموده و موجب امتياز و تشخص يك قسم جداگانه مىگردد . بعضى هم گفته‌اند كه " نوع " لفظى است يونانى به معناى حقيقت و معناى شيئى ، و به همين جهت هم بر اين قسم از كليات اطلاق مىشود . نوع معناى ديگرى نيز دارد و آن عبارت است از ماهيتى كه تحت يك مفهوم ذاتى اعم ديگرى داخل باشد . مانند " انسان " كه تحت مفهوم " حيوان " و " حيوان " كه تحت مفهوم " جسم نامى " داخل هستند . نوع را به اين معنى ، نوع اضافى خوانند چنان كه به معناى اول " نوع حقيقى " گويند و بين اين دو معنى هيچگونه تلازمى نيست ، گاه اضافى تحقق مىيابد بدون حقيقى مانند حيوان كه چون تحت جسم نامى مندرج است ، نوع اضافى است و ليكن نوع حقيقى نيست ، زيرا ماهيت افرادش يكسان نميباشد . و گاه حقيقى است بدون اضافى ، مانند " وجود " كه ما فوق آن ديگر كلى ذاتى نيست تا تحت آن مندرج باشد و الا وجود نيز مركب مىبود و حال آنكه هيچكس را در بساطت آن شكى نيست . و گاه هر دو با هم تحقق مىيابند مانند انسان كه هم نوع حقيقى است و هم اضافى . " 2 - جنس " جنس عبارت است از آن كلى كه جزء ذات افراد خود بوده و اعم از افراد يك حقيقت باشد . از ابن سينا نقل شده كه جنس لفظى است يونانى و براى معنايى اضافى و نسبى كه افراد فراوانى در آن مشترك باشند ، وضع شده است مانند مفهوم‌هاى سيادت و مصرى بودن و به همين مناسبت بر اين قسم از كليات نيز اطلاق شده است .